بند صلوات بعدی در دعای مکارم الاخلاق شرح فاطمه پورشفیع:

بند صلوات بعدی در دعای مکارم الاخلاق شرح فاطمه پورشفیع:
اللهم صلّ علی محمد وآله واجعل اوسع رزقک علیّ اذا کبرت
با درود خداوند بر محمّد و آل او
پروردگارا ! رزق و روزیت را در زمان پیری بر من وسعت بده و مرا از وسیع ترین روزیهایت بر خوردار ساز. پیری می تواند نقطه اوج جهل و نادانی باشد یا نقطه بروز کمال معنویت و باید دانست که این حالتهای نفسانی شکلی از آموخته های جوانی است که بصورت ملکه در انسان در آمده و قابل تغییر نیست؛مگرانسان تا قبل از چهل سالگی خود را تزکیه نفس نماید.
و اقوی قوّتک فی اذا نصبت و لا تبتلینی بالکسل عن عبادتک
پروردگارا !مرا از ضعف و در ماندگی دور ساز . و مرا دچار کاهلی و سستی در عبادت مکن که موجب نقص است.
و لا العمی عن سبیلک
پر وردگارا ! راه تو راه هوشیاری است نه راه غفلت که اگر غفلت باشد کوری من است در راه تو. انسان کور کسی است که چشم دلش کور است. کوری در برابر حقایقی که نادیده گرفته شده و گمراهی و ضلالت نتیجه آن است. انسان کور راه هدایت به حقایق را نمی یابد.
و لا بالتعرّض لخلاف محبتّک
پروردگارا ! کوری یعنی گرایش به باطل و درک نکردن محبّت تو.پس مرا یاری فرما تا از محبّت تو دور نشوم و اعراض از مکتب تو نکنم که سرآغاز بدبختی من است.
ولا مجامعه من تفرق عنک و لا مفارقة من اجتمع الیک
پروردگارا عنایتی کن که من با اهل تفرقه و آنهایی که می خواهند مرا از تو جدا سازند ،اجتماع نگزینم و از آنهایی که راهشان تو هستی و مقصودشان تو هستی جدا نمانم.

الّلهمّ اجعلنی اصول بک عند الضّرورة و اسألک عند الحاجة
پروردگارا ! بر من عنایت فرما که به هنگام ضرورت و نیازمندی به سوی تو روی آورم و در رفع مشکلاتی که خودم برای خودم بوجود آوردم از تو یاری طلبم . ای انسان بدان که تو ضعیف خلق شده ای و خداوند برای تو وسیله قرار داده تا با آبرو باشی و با ادب به درگاهش روی آوری . آن وسیله ؛دعا با رعایت شرایط آن و انجام فرائض و توسل به ائمه (ع) است.
واتضرّع الیک عند المسکنة
پروردگارا ! به سوی تو می آیم در حالیکه نیازمندم و دیدگانم اشکبار است.به هنگام فقر و نیازمندی مادی و یا روحی اشک ها جاری است ولی آنچه دل انسان را محکم و مطمئن میکند صبر در حین نیازمندی است تا عزّت بشر حفظ گردد.
و لا تفتنّی بلأ ستعا نة بغیرک اذا اضطررت
پروردگارا به هنگام نیازمندی و درماندگی به غیر خودت مرا امتحان مفرما.گرفتاری ها و نیازها محل امتحان الهی است و ما دراین امتحانهاکه محل قرب الهی است میخواهیم خدا از ما راضی باشی تا شایسته دریافت توفیق او درعبادت و طاعت و رسیدن به اخلاص باشیم.
و لا بالخضوع لسئوال غیرک اذا فتقرتُ
پروردگارا ! ابراز نیازمندی به غیر از تو شرک است. توحید تویی،یگانه تویی، حاجت تویی، امید تویی. .من با کمک از ائمه (ع) می خواهم به آنچه که رضایت تو است برسم. ائمه(ع) باب حطّه هستند و آن دروازۀ سلامتی است که هر کس در آن در آید موفق به توبه می گردد و از نظر روحی سالم می ماند واز رذائل اخلاقی نجات یابد و متّخلفین نابود گردند.
و لا بالتضرّع الی من دونک اذا رهبت فاستحقّ بذالک خذلانک و منعک و اعراضک یا ارحم الرّاحمین
پروردگارا ! عقوبت در دنیا مرا هراسناک کرده و سردرگم ساخته ،گریه وتضرع مرا،
خوف از خودت قرار بده ،نه برای غیر خودت ،نه برای ترس از آنچه که به سرم آمده است. خدایا گریۀ من گریه ضعف است ، ضعف ناشی از حوادث دنیا، ولی توحیدم آنقدر قوی است که در هنگام تضرّع از تو جدا نشوم و می دانم که تو دوست نداری به غیر خودت متوسّل شوم و اگر لحظه ای به غیر تو بیاندیشم آنگاه مستحق خذلان و خواری و قهر تو هستم و اعراض وبی اعتنائی تو از من است ، ای مهربان ترین مهربان.
الّلهم اجعل ما یلقی الشّیطان فی روعی من التّمنّی و التّظنّی و الحسد ذکرالعظمتک وتفکرا فی قدرتک و تدبیرا علی عدوّک
پروردگارا! شیطان در دلم ظن و شک و حسد را القاءمی کند . از تو درخواست می کنم آنچه را که شیطان در دلم القاء میکند از من دور سازی و یاد خودت و اندیشیدن در عظمتت و تفکر در خالقیت و مالکیت خود را نصیب من کن تا بتوانم راه چاره ای برای مبارزه با دشمنان پیدا کنم ؛دشمنانی که در رنگها و اشکال گوناگون در میان مردم جزء گمراهی و ضلالت اخلاقی هدف دیگری ندارند ."بر حذر باشید! از دشمن خدا که شیطان است و او شما را به تکبّر و حسد دچار می کند .
حذر کنید از شیطان که در سینه ها بطور پنهانی نفوذ کرده ودر گوشها زمزمۀ فتنه می کند
ای بشر دلهای خود را هدف تیرهای مسموم شیطان قرار ندهید .جاه و مقام و قدرت صفتی بزرگ است ولی آن را جزءدر تفکر در عظمت الهی بدست نیاورید.
و ما آجری علی لسانی من لقطة فحش او هجرا و شتم عرض او شهاد ة باطل او اغتیاب مؤمن غائب او سبّ حاضر او اشبه ذلک نطقاً بالحمد لک و اغراقاَ فی الثّناء علیک و ذهاباً فی تمجیدک و شکراً لنعمتک و اعترافاً باحسانک و احصاءً لمننک.
پروردگارا ! از خودم شکایت دارم: آدمی هستم که زبانش آلوده به ناسزا و فحش است . زبانی که حرمت نمی شناسد و آبروی مردم را می برد و هنگام شهادت ، شهادت باطل می دهد. زبانی غیبت کننده با اینکه می داند غیبت از زنا بدتر است ولی همچنان سرگرم آن است.در معاشرتها زود از کوره در می روم و عصبانی می شوم و عصبانیت از چهره ام پیدا نیست بلکه بر زبانم جاری است .خدایا می دانم این صفات ناپسند است . از تو درخواست میکنم این صفات را از من دور سازی وعشق به مناجاتت را به من بچشانی و مرا شکر گذار نعمتهای خود قرار دهی نعمتهای بی شمار تو که توانائی شمارش آنها را ندارم .من اعتراف میکنم که تمام نعمتها از آن توست وتو آنها را از باب احسان ولطف به بنده ات عنایت میفرمائی.

1638861619untitled.jpg

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.